![]() |
ترس از فقر نه تنها مذموم است، بلكه بايد با آن مبارزه نمود و به نكاح دست برد ؛ طبق آِیه قرآن مَثْنَیٰ و ثُلَـٰثَ و رُبَـٰعَ. زيرا خود وجود زن و نكاح آن موجب خير و بركت و رحمت ميباشد. با نكاح بيشتر، رحمت افزونتر ؛ و با فرزندان بيشتر، سرمآِیه وجودي و بركت بيشتر خواهد شد. بسياري از مسلمانان فقير بودهاند، ازدواج موجب غناي ايشان گرديد. اين آيه را ملاحظه كنيد كه چگونه پروردگار به آنان از فضل خود وعدۀ توسعه ميدهد:
وَأَنكِحُوا الأيَـٰمَیٰ مِنكُمْ وَ الصَّـٰلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَآئكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ اللَهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَهُ وَ'سِعٌ عَلِيمٌ . [154]
«وبه نكاح در آوريد افراد بیزن و بيشوهر (مجرّد) را كه از خودتان هستند، و صالحان از غلامان و كنيزانتان را ! اگر ايشان فقير باشند، خداوند از فضل خود آنانرا بینياز ميگرداند ؛ و خداوند واسع و عليم ميباشد.»
در تفسير «بيضاوي» آمده است: «خطاب براي اولياء و بزرگان است، و در آن دليل بر وجوب تزويج مملوكه و مملوك است اگر طالب آن باشند. و
ص 338
أيامَی مقلوب أيائم است مثل يَتَامي، و جمع آن أيِّم ميباشد، و آن به معني فرد عزَب است خواه مذكّر باشد خواه مؤنّث، خواه بكر باشد خواه ثيّب. و اختصاص صالحان بجهت آن ميباشد كه حفظ دينشان و اهتمام به شأنشان داراي اهمّيّت بيشتري است و گفته شدهاست: مراد، صالحان در نكاح هستند و قَيّام بحقوق نكاح.» . . . . . .
. . .. . . .



