اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین

یا علی(ع) منتظریم
ارسال نظر(0)

من از این خسته دلبسته بیمار حزین

روح سرگشته حیرانِ تمامیت خواه

خود شدن میخواهم

پُر شدن میخواهم

آسمانی شدن و رفتن و دل کندن از این قالب خاک

هم خدایی شدن و خلق نیازردن و خُـــلقی زیبا 

آنچه از روز تولد، در همه روز و شبم بوده و من

پیِ دلمشغولیم

دلخوش از خنده و از گریه به نانی و شرابی سرخوش

غفلت از آن کردم

فطرتم بوده و من میخواهم 

باز یکبار دگر 

به همان فطرت خود برگردم.

کودکیها طی شد شور و شرها خوابید

من هنوز از پی عادات قدیمی و غلط

طالبم پاپتی از آتش نمرود گذر کردن را 

کو خلیلی که کمک باشد و دستم گیرد؟

کو دلیلی که دلالت کند او 

من دلخسته سرگشته بی یاور را

به سرِمنزل جانانِ نظرباز ظرافت بینی؟

من اگر طالبم این پیمودن

راه باز است و عجب

کششی دارد باز ،

کششی مثل لب تشنه به آب

یا که دیوانه زنجیری و خواب

دارم از شور و شرِ خواسته برمیخیزم.

دردها دارم و درمان پیداست.

دوستی ها باقی

راستی ها لازم

 تشنگیها بسیار 

آب را میجویم

راه آن چشمه حیوان بنماییدم و بس

خلقی از تشنگی خویش خبر دار نیند

یا رب این تشنه به سر منزل مقصود رسان

یا رب آن چشمه توحید خودت دار نگاه

دور کن (آفت دور فلک از جان و تنش)

بغضها مانده و دادی دارم

که اگر برکشم این داد و فغان

گوش کر میشنود

چه عجب چشم تو خشک است و لبت خندان باز 

تشنگی هایت کو؟

تشنگی را دریاب

آب تشنه جان داد

تا که بشناسیم این آب حیوان و سراب

قوم نشناخت که کیست

نه که نشناخت که کیست،

سر صحبت واشد،

چه سرابی است زمین!

چه نقابی است هوا!

آسمان میداند

آسمانا تو بگو

قدرِ این پرپر بی یاور تنها مانده

خلق با حلق کویری و به حق تشنه چه کردند بگو

با جگر گوشه زهرای بتول (س)؟

کینه ها را دریاب 

صبح چون نزدیک است

خواب را بیداری، 

مرگ را زندگی آموز که باز،

کربلایی در پیش

بَدر زاید نه اُحُد.

یا علی(ع) منتظریم.


نویسنده : 313delavar
تاریخ : سه‌شنبه 17 بهمن 1391
زمان : 01:52
آمارم سکته کرد (بخندید)
ارسال نظر(2)

 

اون کوهِ بازدید از برکات جمعه است.


نویسنده : 313delavar
تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1391
زمان : 09:52
اثر زیارت عاشورا
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

 زیارت عاشورا

استاد محمّد علی مجاهدی در این زمینه می نویسد: «مرحوم پدرم در روزهای پایانی عمر پربركت خود حالات عجیبی داشتند به طوری كه اغلب كادر پزشكی و پرستاری بیمارستان جذب ایشان شده بودند و روزی یك ساعت در اتاق پدرم جمع می شدند و از مطالب نصیحت آمیزشان بهره می بردند.

 

من و آشنایان، بعد از ظهر هر روز اجازه داشتیم كه از ایشان عیادت كنیم و مادرم شبها در بیمارستان می ماندند. روزی از روزها كه به بیمارستان «بازرگانان» رفتم، دیدم كه مادرم بسیار متألّم و نارحت اند و برای پدرم اظهار نگرانی می كنند. وقتی كه علّت را جویا شدم، گفتند:

 

دیشب طبق معمول پرستار بیمارستان آمد و شیشه خون را به یك دست و سرم غذایی را به دست دیگر آقا وصل كرد و رفت. معمولاً حدود 3 ساعت طول می كشید تا خون و سرم تزریقی تمام شود. حدود یك ساعت گذشت و من مشغول تلاوت قرآن بودم.

 

ناگهان تغییر در آقا پیدا شد، به سرعت از جا برخاستند و در حالی كه از هر دو دست ایشان خون جاری بود، به نقطه ای از اتاق خیره شده و به پهنای صورت اشك می ریختند و می گفتند:

 

السّلامُ علیكَ یا اَبا عبدالله بِاَبی انتَ و اُمّی یا سَیِّدی و مولای!

 

من كه از دیدن این وضع، شوكه شده بودم و نگران حال آقا بودم، پیش رفتم و سعی كردم ایشان را روی تخت بخوابانم ولی با دست خود اشاره كردند كه كاری به كار ایشان نداشته باشم! و من به ناچار رفتم و پرستار را صدا كردم تا بیاید و جلوی خونریزی را بگیرد. ساعتی كه گذشت به حال عادی برگشت، به من گفتند:

 

دیگر در این مواقع مزاحم حال من نشوید! وقتی كه حضرت سیّد الشّهداء - روحی و ارواح العالمین له الفداء - به عیادت من قدم رنجه می كنند من كه نمی توانم مراتب ادب را به جای نیاورم! این حالات اختیاری نیست و ممكن است از این به بعد هم تكرار شود! سعی كنید از این پس آرامش خود را حفظ كنید و نگران حال من نباشید».(4)

 . . . . . .


نویسنده : 313delavar
تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1391
زمان : 09:31
متن زیارت عاشورا و آثار آن
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

. . . . . شهيد دستغيب مى نويسد: از مرحوم آيه الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى نقل شده است : اوقاتى كه در سامراء مشغول تحصيل علوم دينى بودم ، اهالى سامراء به بيمارى وبا و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده اى مى مردند.
روزى در منزل استادم مرحوم سيد محمد فشاركى ، عده اى از اهل علم جمع بودند، ناگاه مرحوم آقاى ميرزا محمد تقى شيرازى تشريف آوردند و صحبت از بيمارى وبا شد كه همه در معرض خطر مرگ هستند.
مرحوم ميرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آيا لازم است انجام شود يا نه ؟
همه اهل مجلس پاسخ دادند بلى . فرمود: من حكم مى كنم كه شيعيان ساكن سامراء از امروز تا ده روز، همه مشغول خواندن زيارت عاشورا شوند، و ثواب آن را به روح نرجس خاتون ، والده ماجده حضرت حجة ابن الحسن عليه السلام هديه نمايند تا اين بلا از آنان دور شود. اهل مجلس اين حكم را به تمام شيعيان رساندند و همه مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند.

از فرداى آن روز تلف شدن شيعه موقوف شد و همه روزه ، تنها عده اى از سنى ها مى مردند به طورى كه بر همه آشكار گرديد. برخى از سنى ها از آشنايان شيعه خود پرسيدند؛ سبب اين كه ديگر از شما كسى تلف نمى شود چيست ؟ به آنها گفته بودند زيارت عاشورا. آنها هم مشغول شدند و بلا از آنها هم بر طرف گرديد . . . . 

. . . . .  

 متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء

 

*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کند و فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

 

*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت . . . . . 

. . . . . . 


نویسنده : 313delavar
تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1391
زمان : 09:20
طبق استدلال علامه طباطبایی ره ، نمیشه به غیر معصوم امام گفت.
ارسال نظر(0)

  مرحوم علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه در جلد 4 کتاب شریف و گرانقدر تفسیرالمیزان در اثبات اعتبار نکاح متعه (عقد موقت یا همان صیغه) در برابر علمایی که قائل به این شریعه الهی نبودند بحثی را در رابطه با تفاوت معنای لغوی و فقهی الفاظ قرآن مطرح کرده که ذکر آن خالی از لطف نمی باشد:

علمای اهل سنت با طرح این مسئله که کلمه استمتاع در آیه شریفه "...فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً..." (...و زنانى را كه متعه كرده‏ايد مهرشان را به عنوان فريضه‏اى به آنان بدهيد...) سوره نساء آیه 24. به معنای بهره بردن و کامجویی است نه اینکه معنای خاص(عقد موقت) از آن برداشت شود و بنابراین نکاح متعه را رد می کنند.

 علامه طباطبائی ره در پاسخ به سوال این دسته از علما بحثی به مضمون ذیل دارد که مشروحاً بیان می گردد:

 رسوم و سنت هایی که در عهد نزول قرآن در میان آن مردم با اسماء خاص رایج بوده در قرآن هم برای امر و یا نهی از آن رسوم از همان اسماء استفاده گردیده است. به عنوان مثال معنای لغوی کلمه حج به معنای قصد کردن است اما امکان ندارد کسی از قرآن این معنا را دریابد که مراد از حج ، قصدکردن باشد. زکات در لغت به معنای پاک گردید یا افزوده گردید می باشد اما در معنای فقهی به حدنصاب اموال نه گانه ذکر شده در فقه دلالت می کند. یا صلوة به معنای دعاست اما در قرآن از صلوة تحت عنوان نماز یاد شده است. و همین طور است در باب سایر کلمات مانند بیع ، ربح ، غنیمت و ... علامه طباطبایی ره در ردّ ادّله علمای اهل سنت گفته است که استمتاع نمی تواند در آیه 24 سوره نساء به معنی بهره بردن باشد بلکه به معنای نکاح متعه می باشد. چرا که این کلمات به قدری در معنای فقهی آن استعمال شده اند که دیگر شنونده از آن به معنای لغوی اراده نمی کند. خواه این شدت استعمال از طرف حضرت حق باری تعالی باشد و یا از طرف مسلمین. در هر حال دیگر آن کلمه به معنای لغویش به کار نمی رود. مثلا آیا می توان هر کس رهبری چند نفر را بر عهده گرفت به او بگوییم امام جماعت؟ قطعا نه. چرا که امام جماعت به فردی گفته می شود که پیشوای نماز مسلمین می باشد.

حال برگردیم به بحث خودمان در رابطه با اینکه عده ای لفظ امام را به افراد غیر معصوم اطلاق می کنند:

نظر به مطالب فوق نتیجه می گیریم که استدلال آن دسته از افراد که می گویند منظور ما از استعمال لفظ امام برای فرد غیر معصوم در معنای لغوی آن یعنی پیشوا است کاملا باطل است. اگر هم منظورشان از امام در این مورد معصوم بودن مشارٌ الیه است به معنی این که  دقیقا مثل دوازده امام باشد، بدعت آشکار و زیاد کردن تعداد امامان معصوم است که در روایات تصریح شده که تعداد جانشینان پیامبر اکرم (ص) به تعداد نقباء بنی اسرائیل 12 عدد است نه بیشتر و نه کمتر.پس به معنی جانشین نمیشود گفت به معنی امام معصوم هم گفتنش، کفر محض است چرا که امام عصر ماعج حی و ناظر بر این مسائل است و غیبت در مقابل ظهور قرار دارد نه در مقابل حضور. صرف غایب بودن دال بر عدم حضور امام زمان عج تعالی فرجه الشریف ارواحنا له فداء نمی باشد. کوتاه سخن این که لفظ امام نیز همانند سایر الفاظ دارای بار معنایی فقهی خود می باشد و شنونده هم از آن مقصودی جز همان معنای فقهی در نمی یابد. مغلطه ای که این افراد در استعمال لفظ به معنای لغوی آن (امام یعنی پیشوا) به کار می برند ، شبیه همان مغلطه ای است که برخی در رد نکاح متعه می نمایند. 


نویسنده : 313delavar
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
زمان : 23:43
لا تخف فی الله لومة لائم
ارسال نظر(0)

 

لا تخف فی الله لومة لائم.

 در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نترس.

يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ بخشی از آیه 54  سوره مائده.

در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏ترسند.

از مخالفت مهراس چون بالها در خلاف جهت باد به پرواز در می آیند نه موافق باد.

از تلاش باز نه ایست چون قلّه از قعر درّه است که بلند به نظر میرسد.

یکی از مسائلی که من تاکید دارم روش اینه که آدم باید بدون ملاحظه و تعارف کاری رو که میدونه درسته انجام بده و از حرف مردم نترسه.

اگه کاری درسته کل دنیا هم مخالفِت باشن انجامش بده بدون ذره ای ترس یا ملاحظه، و اگه کاری نادرسته کل دنیا هم تشویقت بکنن انجامش نده.

تعارف کردن آفت هر رابطه سالمی است ، طرف با خانمش ، با بچه اش ، همکارش و رئیسش رک نیست همیشه حرفهایی رو که باید بگه در لفافه تعارفات بی مورد میگه یا اصلا نمیگه و نتیجتا اون تاثیری رو که باید نمیذاره و اون نتیجه ای رو که باید نمیگیره.

انسانها در وادی زندگی دو دسته اند. عده ای به این فکر می کنند چه کاری درسته تا من انجامش بدم و عده ای هم به این فکر می کنند که چه کاری کسی رو ناراحت نمیکنه تا من اون کار رو انجام بدم. غافل از اینکه هرگز هیچ کس قادر نیست همه رو از خودش راضی نگه داره.رضایت خلق چیز قابل اکتسابی نیست. قضیه لقمان رو شنیدید؟ با پسرش و یه درازگوش در شهر می چرخیدن. گاهی لقمان سواره بود و پسر پیاده ، گاهی بالعکس، گاهی هر دو سوار و گاهی هر دو پیاده و در هر کدام از این حالات عده ای به این دو تن خرده می گرفتند و لقمان دست آخر به پسر گفت فرزندم نمیتوانی همه خلق را از خودت راضی نگه داری. حدیث داریم کسی که بخواهد به قیمت خشم خداوند رضایت ملت را ازآن خود کند خداوند مهر همان جماعت را از او برمی گرداند و بالعکس اگر فردی در جهت رضایت خدا بکوشد خداوند مهر او را در دل خلق می اندازد. به قول معروف با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن. انسانها همگی اگر چه با هم ولی تنها زندگی می کنند. هیچ کس جای شما نمیخوابد. هیچ کس جای شما غذا نمی خورد. هیچ کس جای شما غم و غصه نمی خورد و یا شاد و مسرور نمی گردد. پس هرگز کار درست را فقط به این خاطر که عده ای ممکن است به ما بخندند یا مسخره مان کنند یا سرزنشمان کنند نباید کنار گذاشت. می گویند مومن کسی است که از کار نیک خویش خوشحال و از کار بد خویش ناراحت شود. این یعنی اگر کسی با مدرک آکادمیک مسافرکشی می کند نباید از این کارش شرمنده شود چرا که متکی به خود است و دستش جلوی هیچ نامردی دراز نیست. یا اگر کسی به مجلس لهو و لعب نمی رود نباید در دلش بگوید دیدی چطور از دستمون پرید؟ در حقیقت معیاری که دین برای شادی و ناراحتی در زندگی تعیین کرده است کار نیک و بد است نه رضایت و یا عدم رضایت پسرخاله و دختر عمه و زن دایی.

یک مثال غربی می زنم. می دانید وقتی ادیسون به دنیا اعلام کرد میخواهد شب را مثل روز در فاصله دو سال روشن کند به او چها گفتند؟ روزنامه ها نوشتند او احمقی است که در مورد خودش داد سخن می دهد. ادیسون بعد از 3000 بار شکست موفق شد لامپ را اختراع کند. شاید جالب باشد بدانید ادیسون بسیار سخت شنوا بود. اما او نه تنها این موضوع را برای خود نقص یا مانع نمی دید بلکه سخن جالبی (نقل به مضمون است) در این مورد گفته است : " خیلی خوشحالم که کر هستم چون صدای احمقان را نمی شنوم." پیام ادیسون روشن است. برای من و برای شما لازم است که مثل او بیندیشیم و عمل کنیم. باید قلبا راسخ بمانیم. هیچ کس دیگر نمی تواند این کار را به جای ما انجام دهد.

هیچ کسی بجای من و تو حساب من و تو رو پس نخواهد داد پس نباید بخاطر حرف مردم از ایده آلهامون دست بکشیم.

البته این وقتیه که ایده آلهامون رو با دقت و طبق عقل و منطق و دین و شریعت درست تعیین کرده باشیم.

همین و دیگر هیچ.


نویسنده : 313delavar
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
زمان : 23:21
باینری همه جا هست.
ارسال نظر(1)

 سلام عزیزان 

تصاعد

داشتم به این فکر میکردم که رشد تصاعدی و باینری ( جفت بودن ) اساس عالم ماده رو تشکیل داده:

مثلا:

- تکثیر باکتریها بر اساس باینری است و یک باکتری به دو نیم تقسیم میشه .

- درختان اولش یک دانه هستند و بعد شاخه های متعدد از آن تنه اصلی بطور تصاعدی رشد میکنند.

- دانه گندم و اغلب دانه های روئیدنی و گل و .... همه بصورت تصاعدی رشد میکنند.

- شجره نامه ما آدمها و سایر حیوانات، بصورت تصاعدی چند شاخه رشد میکنه .

-تکثیر سلولهای بدن هم مثل باکتریها بر اساس باینری است.

در این باره چیزی به نظرتون رسید برام تو نظراتتون بنویسید.


نویسنده : 313delavar
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
زمان : 18:34
كاهش‌ جمعيّت‌ ، ضربه‌اي‌ سهمگين‌ بر پيكر مسلمين‌ 4
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

 

مفاسد عزل‌(ریختن نطفه به بیرون در جماع) و خوردن‌ داروهاي‌ ضدّ حيض‌ و ضدّ حاملگي‌

عزل‌ دو ضرر كلّي‌ براي‌ مرد و زن‌ دارد. البتّه‌ ضرر مزاجي‌ و جسمي‌، غير از ضررهاي‌ روحي‌.
أمّا درباره‌ مرد، موجب‌ كسالت‌ اعصاب‌ مي‌شود؛ و در اثر تكرار به‌ حدّي‌ ميرسد كه‌ درمانش‌ صعب‌ مي‌گردد.
أمّا درباره‌ زن‌، موجب‌ پيدايش‌ مرضي‌ در رحم‌ به‌ نام‌ غدّۀ فيبْرُم‌ و أحياناً
ص 40
سرطان‌ رحم‌ مي‌شود كه‌ در اثر تهيّج‌ رحم‌ براي‌ غذاي‌ آن‌ كه‌ نطفه‌ است‌، و سپس‌ آنرا بدون‌ غذا و گرسنه‌ گذاردن‌ پيدا مي‌شود.
خوردن‌ دارو براي‌ جلوگيري‌ رحم‌ از پذيرش‌ نطفه‌، و آبستن‌ نشدن‌ زنان‌ كه‌ امروزه‌ بصورت‌ قرص‌ متداول‌ و معمول‌ شده‌ است‌ ضررهاي‌ مزاجي‌ شديد دارد، و موجب‌ كسالت‌ اعصاب‌ و در بعض‌ از احيان‌ منجرّ به‌ جنون‌ و ديوانگي‌ است‌. و علاوه‌ موجب‌ كسالت‌ قلب‌ [29] و سرطان‌ رحم‌ و اختلال‌ جريان‌ خون‌، و بهم‌ خوردن‌ سير طبيعي‌ و عمل‌ طبيعي‌ غُدَد و ترشّحات‌ زائده‌، و امراض‌ فراوان‌ ديگري‌ است‌ كه‌ دست‌ بگريبان‌ جوامع‌ فقير بشر شده‌ است‌. خوردن‌ اين‌ داروها به‌ هر صورت‌ و به‌ هر كيفيّتي‌ كه‌ باشد، و با هر فورمولي‌ كه‌ ساخته‌ شود، موجب‌ قطع‌ جريان‌ حيض‌ در اوقات‌ معيّنه‌ و مشخّصه‌ مي‌گردد؛ و موجب‌ عدم‌ قبول‌ رحم‌ نطفه‌ را در خود مي‌شود؛ و عواقب‌ وخيمي‌ را در پي‌ دارد.
و لذا بهداري‌ در زمان‌ طاغوت‌ كه‌ ابداً نظري‌ بحال‌ ضعفاء و مصلحت‌ آنان‌ نداشت‌، براي‌ ترغيب‌ و تحريص‌ مردم‌ به‌ نازائي‌ و عقيم‌ شدن‌ و بچّه‌ نياوردن‌، به‌ مقدار فراوان‌ از اين‌ دارو را در درمانگاههاي‌ عمومي‌ دولتي‌ مجّاناً در اختيار زنان‌ ميگذاشت‌؛ و زنان‌ مسكين‌ هم‌ مراجعه‌ نموده‌، اخذ مي‌نمودند و ميخوردند و به‌ مفاسد و پي‌آمدهاي‌ آن‌ گرفتار مي‌شدند. امّا زنهاي‌ أعيان‌ و پولدار ابداً از اينها مصرف‌ نمي‌نمودند؛ و مَثل‌ «مرگ‌ حقّ است‌ امّا براي‌ همسايه‌» خوب‌ در اينجا مصداق‌ و موضوع‌ روشني‌ پيدا ميكرد.
ص 41
بسياري‌ از زنان‌ مؤمنه‌ هم‌ در وقت‌ زيارت‌ مشاهد مشرّفه‌، و در وقت‌ حجّ بيت‌ الله‌ الحرام‌، براي‌ جلوگيري‌ از عادت‌ ماهيانه‌ و قدرت‌ بر عمل‌ مشروط‌ به‌ طهارت‌ از اين‌ قرص‌ها ميخوردند، كه‌ هم‌ كسالت‌ و مرض‌ جسمي‌، و هم‌ در بعضي‌ از أوقات‌ كسالت‌ رواني‌ پيدا مي‌نمودند. و علاوه‌ چه‌ بسا عادت‌ ماهيانه‌شان‌ خراب‌ و دگرگون‌ مي‌شد؛ و به‌ قول‌ معروف‌ از اينجا مانده‌ و از آنجا رانده‌ مي‌شدند. هم‌ عملشان‌ خراب‌ مي‌شد و هم‌ بهره‌ معنوي‌ و روحي‌ از اين‌ زيارت‌ و مناسك‌ نمي‌بردند.
شارع‌ مقدّس‌ اسلام‌ براي‌ زنان‌ حائض‌ تكليف‌ خاصّي‌ مقرّر كرده‌ است‌ كه‌ با بجا آوردن‌ آن‌ هم‌ حجّشان‌ صحيح‌ است‌ و هم‌ عمره‌شان‌. ديگر در اينصورت‌ چرا در كار او تصرّف‌ كنيم‌؟ تصرّفي‌ كه‌ چه‌ بسا موجب‌ بطلان‌ عمل‌ ميشود و حجّ و عمره‌ صحيح‌ و مطلوب‌ را كه‌ پيغمبر به‌ بعضي‌ از زوجات‌ خود دستور دادند و آنها عمل‌ نمودند، با دست‌ خود و تصرّف‌ خود آلوده‌ و مشتبه‌ سازيم‌؛ و عمل‌ يقيني‌ را بصورت‌ عمل‌ مشكوك‌ انجام‌ دهيم‌؟!
. . . . . . 

نویسنده : 313delavar
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
زمان : 16:34
كاهش‌ جمعيّت‌ ، ضربه‌اي‌ سهمگين‌ بر پيكر مسلمين‌ 3
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

 علامه طهرانی ره

عوارض‌ خطير پزشكي‌ در أثر بستن‌ لوله‌ در مردان‌

الف‌ ـ عوارض‌ پزشكي‌ و نقص‌ عضو حاصله‌ از بستن‌ لوله‌ها در مردان‌:

بسياري‌ به‌ غلط‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌، اينطور به‌ مردم‌ القا كرده‌ و مي‌كنند كه‌ بستن‌ لوله‌ها قابل‌ برگشت‌ بوده‌ و هيچ‌ عارضه‌اي‌ ندارد. ضمن‌ اينكه‌ در اينجا تعدادي‌ از عوارض‌ مهمّ آنرا ذكر مي‌كنيم‌، به‌ خوانندگان‌ عزيز توصيه‌ مي‌كنيم‌ به‌ مراجعي‌ كه‌ در ذيل‌ معرّفي‌ ميشود مراجعه‌ كنند؛ و اين‌ حقّ مردم‌ ماست‌ كه‌ قبل‌ از يك‌ اقدام‌ پزشكي‌، عواقب‌ را به‌ طور كامل‌ بدانند همانطور كه‌ در خارج‌ عمل‌ مي‌شود. اين‌ عوارض‌ به‌ اختصار شرح‌ داده‌ مي‌شود:

1 ـ غير قابل‌ برگشت‌ بودن‌ عقيمي‌.

اوّلين‌ و مهم‌ترين‌ عارضۀ بستن‌ لوله‌هاي‌ مردان‌ آنست‌ كه‌ حدّاقل‌ در نيمي‌ از موارد، عقيمي‌ حاصله‌ دائمي‌ و غير قابل‌ برگشت‌ است‌. پس‌ از وصل‌ كردن‌ لوله‌ها در صورت‌ موفّقيّت‌ فقط‌ حدود 70 درصد بوده‌ و مهمتر آنكه‌ با وجود بازشدن‌ لوله‌ها (در صورت‌ موفّقيّت‌) فقط‌ در 7 4 درصد يعني‌ كمتر از نصف‌ باروري‌ حاصل‌ شده‌است‌. يعني‌ نيمي‌ از مردان‌ براي‌ هميشه‌ دچار عقيمي‌ مي‌شوند. (مجموعه‌ مطالعه‌ سه‌ كشور آلمان‌، اتريش‌ و سوئيس‌ منتشر شده‌ در مجلّه‌ اورولژي‌ امريكا، سال‌ 1990)

علّت‌ اين‌ موضوع‌ آنست‌ كه‌ حتّی‌ اگر لوله‌ها باز شوند، به‌ علل‌ ايمني‌ در زمان‌ بسته‌ بودن‌ لوله‌ها، سلّولهاي‌ باروري‌ بيضه‌ و توليد آنتي‌كور ضدّ آنها خاصيّت‌ باروري‌ را براي‌ هميشه‌ از دست‌ ميدهند.

با توجّه‌ به‌ مطالب‌ بالا در كشورهاي‌ غربي‌ نه‌ تنها به‌ افراد، غير قابل‌ برگشت‌ بودن‌ را ميگويند بلكه‌ از شخص‌ در اين‌ مورد و سائر عوارض‌ امضاء ميگيرند. در حاليكه‌ در كشور ما كه‌ صداقت‌ و اخلاق‌ پزشكي‌ به‌ علّت‌ اسلامي‌ بودن‌ آن‌ بايستي‌ اهمّيّت‌ بيشتري‌ داشته‌ باشد، در سالهاي‌ گذشته‌ اينطور عمل‌ نشده‌ و با افراد بخصوص‌ در روستاها فقط‌ در مورد وصل‌ شدن‌ مجدّد لوله‌ها صحبت‌ شده‌ و هيچ‌ اطّلاعي‌ در مورد غير قابل‌ برگشت‌ بودن‌ در نيمي‌ از موارد و


ص 71

سائر عوارض‌ گفته‌ نشده‌ كه‌ جاي‌ تأسّف‌ دارد. (موارد مستند آنرا اينجانب‌ به‌ مسؤولان‌ جديد وزارت‌ محترم‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشكي‌ معرّفي‌ نموده‌ام‌.)

2 ـ خونريزي‌ و تجمّع‌ لخته‌ در محلّ عمل‌ (هماتوم‌) 2 درصد و حتّی‌ تا 29 درصد در بعضي‌ گزارشها ديده‌ ميشود. (اينجانب‌ خود بيماري‌ را كه‌ توسّط‌ يك‌ جرّاح‌ مجرّب‌ در آمريكا عمل‌ شده‌ بود و دچار هماتوم‌ شده‌ و مدّتها ناراحتي‌ كشيد را شاهد بوده‌ام‌.)

3 ـ عفونت‌ محلّ عمل‌: بالا بودن‌ ميزان‌ عفونت‌ عمل‌ در گزارشهاي‌ خارج‌ از كشور باعث‌ تعجّب‌ پزشكان‌ بوده‌ و بين‌ 12 تا 38 درصد گزارش‌ شده‌ است‌ (به‌ طور متوسّط‌ 4 /3 درصد).

4 ـ در عدّه‌ كمي‌ از بيماران‌ درد بيضه‌ و تورّم‌ مزمن‌ موضع‌ بستن‌ لوله‌ (گرانولوم‌) ايجاد مي‌شود كه‌ باعث‌ اختلال‌ فكر بيمار شده‌ و كارائي‌ شغلي‌ او را كاهش‌ ميدهد.

5 ـ ناتواني‌ جنسي‌: يكي‌ از عوارضي‌ كه‌ بعد از بستن‌ لوله‌ در مردان‌ ديده‌ ميشود ناتواني‌ جنسي‌ است‌ كه‌ بيشتر منشأ روحي‌ دارد و به‌ ندرت‌ منشأ اورموني‌. (اختلال‌ سلّولهاي‌ ليديگ‌ در مقالاتي‌ گزارش‌ و تأييد شده‌است‌.)

علّت‌ اصلي‌ تغيير تصوّر بيمار از بدن‌ خود و عدم‌ قابليّت‌ باروري‌ (Body Image) يعني‌ تغيير تصوّر شخص‌ از خودش‌ است‌. اين‌ نوع‌ ناتواني‌ جنسي‌ گاهي‌ در مقابل‌ درمانهاي‌ رائج‌ مقاوم‌ است‌. گرچه‌ اين‌ عارضه‌ شايع‌ نيست‌ ولي‌ از نظر خانوادگي‌ و حفظ‌ خانواده‌ داراي‌ اهمّيّت‌ خاصّي‌ است‌.

6 ـ عوارض‌ عمومي‌ ديگر پس‌ از بستن‌ لوله‌ها مطرح‌ شده‌ كه‌ گرچه‌ قطعي‌ و ثابت‌ شده‌ نيست‌ ولي‌ در سائر كشورها بخصوص‌ كشورهاي‌ غربي‌ اين‌ مسائل‌ را نوشته‌ و از بيمار امضاء ميگيرند.

يكي‌ اينكه‌ در مقاله‌هائي‌ از كشور انگليس‌ ادّعا شده‌ كه‌ بستن‌ لوله‌ها در


ص 72

مردان‌ شيوع‌ سرطان‌ پروستات‌ را افزايش‌ ميدهد، و ديگري‌ اينكه‌ بعد از بستن‌ لوله‌ها خطر عوارض‌ قلبي‌ عروقي‌ و تصلّب‌ شرائين‌ به‌ دنبال‌ بستن‌ لوله‌ها را نشان‌ ميدهد. گرچه‌ دو موضوع‌ فوق‌ را پزشكان‌ قبول‌ ندارند معهذا به‌ افراد مورد عمل‌، موضوع‌ را بصورت‌ فوق‌ نوشته‌ و امضاء ميگيرند.

حال‌ مي‌بينيم‌ كه‌ در كشورهاي‌ ديگر چقدر با دقّت‌ تمام‌ مسائل‌ را قبل‌ از بستن‌ لوله‌ توضيح‌ ميدهند؛ آيا در كشور ما هم‌ اينطور عمل‌ شده‌؟ متأسّفانه‌ در اكثر موارد جواب‌ منفي‌ است‌ و حتّی‌ غير قابل‌ برگشت‌ بودن‌ قطعي‌ را كه‌ در نيمي‌ از موارد ديده‌ ميشود از بيمار مخفي‌ ميدارند و در محافل‌ فقط‌ باز شدن‌ لوله‌ را ذكر كرده‌، و از گفتن‌ آمار باروري‌ پس‌ از بازشدن‌ لوله‌ها خودداري‌ شده‌ است‌.

اينطور برخورد با مسائل‌ و رسيدن‌ به‌ هدف‌، در شأن‌ كشور اسلامي‌ ما نيست‌.

. . . . . .



نویسنده : 313delavar
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
زمان : 16:13
كاهش‌ جمعيّت‌ ، ضربه‌اي‌ سهمگين‌ بر پيكر مسلمين‌ 2
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

 ترس‌ از فقر نه‌ تنها مذموم‌ است‌، بلكه‌ بايد با آن‌ مبارزه‌ نمود و به‌ نكاح‌ دست‌ برد ؛ طبق‌ آِیه‌ قرآن‌ مَثْنَی‌ٰ و ثُلَـٰثَ و رُبَـٰعَ. زيرا خود وجود زن‌ و نكاح‌ آن‌ موجب‌ خير و بركت‌ و رحمت‌ مي‌باشد. با نكاح‌ بيشتر، رحمت‌ افزونتر ؛ و با فرزندان‌ بيشتر، سرمآِیه‌ وجودي‌ و بركت‌ بيشتر خواهد شد. بسياري‌ از مسلمانان‌ فقير بوده‌اند، ازدواج‌ موجب‌ غناي‌ ايشان‌ گرديد. اين‌ آيه‌ را ملاحظه‌ كنيد كه‌ چگونه‌ پروردگار به‌ آنان‌ از فضل‌ خود وعدۀ توسعه‌ مي‌دهد:

وَأَنكِحُوا الأيَـٰمَیٰ مِنكُمْ وَ الصَّـٰلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَآئكُمْ إِن‌ يَكُونُوا فُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ اللَهُ مِن‌ فَضْلِهِ وَ اللَهُ وَ'سِعٌ عَلِيمٌ . [154]

«وبه‌ نكاح‌ در آوريد افراد بی‌زن‌ و بي‌شوهر (مجرّد) را كه‌ از خودتان‌ هستند، و صالحان‌ از غلامان‌ و كنيزانتان‌ را ! اگر ايشان‌ فقير باشند، خداوند از فضل‌ خود آنانرا بی‌نياز مي‌گرداند ؛ و خداوند واسع‌ و عليم‌ مي‌باشد.»

در تفسير «بيضاوي‌» آمده‌ است‌: «خطاب‌ براي‌ اولياء و بزرگان‌ است‌، و در آن‌ دليل‌ بر وجوب‌ تزويج‌ مملوكه‌ و مملوك‌ است‌ اگر طالب‌ آن‌ باشند. و


ص 338

أيامَی‌ مقلوب‌ أيائم‌ است‌ مثل‌ يَتَامي‌، و جمع‌ آن‌ أيِّم‌ مي‌باشد، و آن‌ به‌ معني‌ فرد عزَب‌ است‌ خواه‌ مذكّر باشد خواه‌ مؤنّث‌، خواه‌ بكر باشد خواه‌ ثيّب‌. و اختصاص‌ صالحان‌ بجهت‌ آن‌ مي‌باشد كه‌ حفظ‌ دينشان‌ و اهتمام‌ به‌ شأنشان‌ داراي‌ اهمّيّت‌ بيشتري‌ است‌ و گفته‌ شده‌است‌: مراد، صالحان‌ در نكاح‌ هستند و قَيّام‌ بحقوق‌ نكاح‌.» . . . . . .

. . .. . . . 


نویسنده : 313delavar
تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
زمان : 16:00


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران